محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2561

تاريخ الطبرى ( فارسي )

راست و پهلوى چپ مىرفت و دسته هاى قاريان را مىگفت كه به گروه مقابل خويش حمله برند و پيوسته در اين كار بود و به دسته ها مىپرداخت تا صبحگاه كه همه نبردگاه را پشت سر داشت . اشتر بر پهلوى راست بود و ابن عباس بر پهلوى چپ و على بر قلب ، و كسان از هر طرف به جنگ بودند و اين شب جمعه بود . گويد : اشتر با پهلوى راست حمله برد و همراه آن مىجنگيد . شب پنجشنبه و جمعه تا بر آمدن روز چنين كرده بود ، در اين وقت به ياران خود مىگفت : « به مقدار اين نيزه پيش رويد » و آنها را سوى شاميان پيش مىبرد و چون چنين مىكردند مىگفت : « به مقدار اين كمان پيش رويد » و چون چنين مىكردند باز نظير آن مىخواست تا بيشتر كسان از پيش رفتن بماندند و چون اشتر اين بديد گفت : « پناه بر خدا اگر بخواهيد باقى روز گوسفند شير بدهيد » آنگاه اسب خويش را خواست و پرچم را به حيان بن هوذه نخعى داد و ميان دسته ها روان شد و مىگفت : « كى جان خود را به خدا عز و جل مىفروشد و همراه اشتر مىجنگد تا غالب شود يا به خدا و اصل شود ؟ » و هر كه با او و حيان بن هوذه رفته بود از جاى نمىرفت . عمارة بن ربيعهء جرمى گويد : به خدا اشتر بر من گذشت و من با وى برفتم و بسيار كس بر او فراهم شد و برفت تا به پهلوى راست رسيد و با ياران خويش توقف كرد و گفت : « عمو و خالم بفدايتان ، حمله كنيد حمله اى كه پروردگار را خشنود كنيد و اين دين را بدان نيرو دهيد ، وقتى من حمله مىكنم شما نيز حمله كنيد » گويد : آنگاه فرود آمد و مركب خود را به كنار زد و به پرچمدار خويش گفت : « پيش برو » آنگاه حمله برد و يارانش با وى حمله بردند و شاميان را عقب راند تا به اردوگاهشان رساند كه آنجا با وى سخت بجنگيدند و پرچمدار اشتر كشته شد و على چون ديد كه گروه وى در كار فيروزى است كسان به كمكش فرستاد . جويريه گويد : عمرو بن عاص در جنگ صفين به وردان گفت : « ميدانى مثال من و مثال تو چيست ؟ مثال اسب سرخمويى كه اگر پيش رود پى شود و اگر عقب رود